زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها به دادم میرسی ؟؟؟؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟؟؟![]()
دلم قرار نمی گيرد از فغان بی تو ![]()
سپند وار زكف داده ام عنان بی تو
ز تلخ كامی دوران نشد دلم فارغ
ز جام عشق لبی تر نكرد جان بی تو
لب از حكايت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان بی تو
گزارش غم دل را مگر كنم چو امين
جدا ز خلق به محراب جمكران بی تو
(سید علی حسینی خامنه ای)
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تورا دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سروديم نام نام تو را دوست دارم![]()
قیصر
وقتي میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم هم زدني سنگ مي شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ مي شود ..
چند شب پیش اس ام اس برام اومد
خدایا
یاری ام کن
اگر روزي ، جايي ، چیزي را شکستم دل نباشد !

Mother don’t cry for me I am to win i must
God almighty is my witness and trust
Palestine, Forever Palestine
مادر برای من گریه نکن دارم کاری که باید بکنم را انجام میدهم
خداوند بزرگی که به او اطمینان دارم شاهد هست
فلسطین ، جاویدان ، فلسطین
Children being killed for throwing stones in the sky
They say to their parents don’t worry, God is on our side
Palestine, Forever Palestine
کودکان کشته میشوند برای پرتاب کردن سنگ به آسمان
به مادر و پدرانشنان میگویند " نگران نباشید. خداوند با ماست"
Mother don’t worry when they come for us at night
Surely they’ll be sorry when God puts them right
Tell me why they’re doing what was done to them
Don’t they know that God is with the oppressed and needy
Perished were the nations that ruled through tyranny
Palestine, Forever Palestine
گاهی چه غریبه می شوی با عالم، عالم می گوید غریبه ای و تو می گویی عالم غریب است. کدامیک را باور کنم؟ مجنونم اما از عشق یا جنون ؟ نمی دانم !!!!
بعضی وقت ها به دست هایم شک می کنم ، برای چیدن میوه ای از نزدیک ترین شاخه دم دست ، خیلی وقت ها به قدم هایم مطمئن نیستم برای پیمودن راهی که دور نیست ، سربالایی نیست و صاف و هموار است . اما من به ایستادن ، به تعلل وبه این که به جای رسیدن سرگرم راه باشم دل بسته ام با این حال بعضی وقت ها به آدم هایی بر می خورم که تمام بزرگی آسمان در دست هایشان جا می شود . تمام مقصدهای دور عالم با قدم هایشان پیموده می شود به آدم هایی که به جای خسته بودن غر زدن و گلایه کردن مثل درخت سرو در چهار فصل سال سبز ایستاده ند ، سبز و سربلند و به من یاد می دهند که تمام سربالایی ها را می شود با قدم های اراده پشت سر گذاشت و به مقصدی روشن و مطمئن رسید مقصدی بالاتر و بهتر از مقصدهای زمینی!!!
حالا ... ، اشک هایم شبیه تو شده اند ! ، گریه که مي کنم ، نمي آیند !!!!!